تبليغاتX
من به سیبی خشنودم..

من به سیبی خشنودم..

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟؟

HOMEPAGE

E-MAIL

خیلی خوشحالم

امروز توی اتوبوس یه دختر جوون جاشو به یه خانم پیر داد تا بشینه!

امروز توی مسیر پسر جوونی رو دیدم که به یه مرد نابینا که تنها و مظلوم یه گوشه ایستاده بود، کمک کرد که از خیابون رد بشه!

خیلی خوشحالم

خوشحالم ازینکه مهربونی نمرده..

شهرداری تهران اعلام کرد:

دارندگان ماشینهایی مخصوص با لباسهای یک شکل و کارت شناسایی،  با عنوان "طرح هبه" (hebe) در سطح استان تهران در گردش هستند و همه نوع اساسیه منزل، لوازم غیر کارآمد نو و استفاده شده شهروندان را جمع آوری میکنند تا مواردی را که قابلیت اهدا و استفاده دارند به نیازمندان بدهند.

دوستای خوبم

دعا کنید دعا.. دعا..

چیزی نشده ولی شما حسابی دعا کنید

هم برای من هم برای ریحانه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 20:5 توسط النا |

"میلاد با سعادت حضرت امام محمد باقر(ع) بر همگان تهنیت باد"

 

 

سلام

به جهت رفع ابهام برای بعضی از دوستان و همچنین معرفی هر چه بهتر وبلاگ برای عزیزانی که به تازگی سر میزنن یه سری نکات رو بیان میکنیم. لطفا تا انتها بخونید:

هدف ما از ایجاد این فضا این بوده که به خودمون و بقیه یادآوری کنیم که کی هستیم و به کجا می ریم؟

اصل ماجرا اینه که: وقتی دوره پیش دانشگاهی بودیم، هر روز صبح یه مسیر 20 دقیقه ای رو باید پیاده طی میکردیم تا به مرکز برسیم و من هر روز کارتن خوابایی رو میدیدم که گوشه ی خیابون تو بدترین شرایط خواب بودن. خواب که چه عرض کنم..

دوستای گلم این وبلاگ ساخته شده که هم مرحمی به دل پر زخم نیازمندان باشه و هم اینکه اتحاد، علاقه و بخشی از فرهنگ اصیل و کهن ایرانی رو زنده کنیم. امروز عصر فراموشی و خودپرستیه؛ آدما بیشتر به فکر منافع خودشونن تا کمک به دیگران! چه اشکالی داره ما ( منظورم فقط مدیریت وبلاگ نیست، بلکه شامل همه ی دوستان هم عقیده میشه) بهشون یادآوری کنیم که افراد دیگه ای هم اطرافمون زندگی میکنن که شاید به ما و کمکمون، حتی اگه فقط حمایت معنوی و همدردی باشه نیاز دارند. شاید حرف ما تلنگری باشه برای اینکه عده ای به خودشون بیان..

دوستایی که به وبلاگ سر میزنن اکثرا تو رده ی سنی نوجوان و جوان هستند، همه با دلهایی پاک و روحی لطیف که میتونن از همین حالا به فکر بقیه باشن و این کار درست و خیر رو در وجود و زندگیشون نهادینه کنن.

در این وبلاگ:

از همه ی نیازمندان، اعم از فقرا و افراد بی بضاعت، بیماران، سالمندان، کودکان بی سرپرست یا سرطانی، زندانیانی که از سر ناتوانی در بند هستند، کودکان کار و زنان سرپرست خانوار، معلولین ذهنی و جسمی و.. حمایت می کنیم؛ فرقی نمیکنه اهل کدام کشور استان و یا ملیتی باشند..

به حکومت و ملت خاصی تعصب نداریم چون هدف ما اتحاد و همدلیه و اینجور بحثها باعث ایجاد تفرقه میشه..

به هیچ عنوان بحث سیاسی نخواهیم داشت و نظرات بی مورد و سیاسی بازی حذف می شوند..

توهین به وبلاگ و یا اهداف آن توهین به عقاید پاک و انسانی افرادیست که به این وبلاگ سر میزنند و هدفی واحد دارند..

متوسل به هیچ حزب و یا گروهی نیستیم بلکه برای رضای خدا و دل خودمون هر کاری از دستمون بر بیاد انجام میدیم..

پست ها و متون وبلاگ همه از دل برمیاد و امیدواریم که بر دل هم بنشیند و مطالب متفرقه حتما با ذکر منبع هستند..

تصمیم داریم در آینده برنامه های حضوری و گروهی برپا کنیم و امید داریم که مورد توجه و رضایت قرار بگیرد..

قطعا حمایت و نظرات شما در بهتر شدن این محیط موثره، پس اگر پیشنهاد و یا انتقادی دارید آماده ی شنیدن و رفع کاستی ها هستیم.

ممنون از حوصله تون.

شاد باشید و حامی ما باقی بمونید.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:0 توسط النا |

زندگی چیست؟

رسم ناخوشایند تکرارهای متناوب ملامت بار؟

سایه های تاریک مسیری هولناک و محتوم؟

جستجوی بی پایان معنایی سرکش و گریزپا؟

و یا تلاشی خستگی ناپذیر برای لذتی بیشتر؟

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 0:18 توسط النا |

"شهادت حضرت امام زین العابدین (ع) بر شیعیان تسلیت باد."

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 0:18 توسط ریحانه |

ابر ها می گریند، زمین می گرید و دنیا می گرید به جز صهیونیست های بی رحم..

همه ی سازمان های جهان در فکر آنند که تو را نجات دهند به جز سازمان ملل..

همه ی افراد بشر در تلاش برای گرفتن حقوق تو از زورگویانند به جز سازمان دفاع از حقوق بشر!!

همه در آرزوی آنیم که شما را نجات دهیم به جز کاخ سفید و یاران آن..

ای دوست کوچکم، ما نیز جنگ داشته ایم و می دانم چقدر سخت است جدایی از پدر و یا کشتن پدر پیش چشم کودکش، می دانم سخت است در خود ریختن و تحمل کردن اشک های مادر دلسوخته، می دانم که دلت خون است، می دانم که آرزو داری یک شبِ آرام را پشت سر بگذاری بدون شنیدن لالایی بمب و  صدای چکمه های صهیونیست ها، میدانم که برادرت در راه اسلام به شهادت رسید، نه تنها او بلکه هزاران نفر دیگر زن و مرد، پیر و جوان همه و همه را کشتند و می کشند. آنها وجدان ندارند، آنها کودکان خردسال را از داشتن آرامش منع می کنند

ولی سوگند به پروردگارت،

سوگند به آلاله هایی که از خون شهیدان روییده است،

سوگند به صبر و پایداری تو،

سوگند به ایمان تو،

تا آخرین لحظه آنچه را که دارم نثار تو می کنم

آخر تو صبری، تو استقامتی، تو اسوه ی پایداری هستی، تو بهترین نمونه برای مسلمانان جهان هستی و در آخر تو بهترین بهترین ها هستی..

                                                        دوست فلسطینیم

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 0:11 توسط النا |

تو پارک یه گوشه ای کز کرده بود و نگاهش به بچه هایی بود که شاد و سرحال به هم گوله برفی پرت می کردن.

یاد بچگی های خودش افتاد، همین چند سال پیش..

شیفته ی برف بود و تو حیاط  کوچیک خونشون آدم برفی درست می کرد

چشم چشم دو ابرو

دماغ هویجی

یه شال گردنه وصله دار و

یه جارو..

از شدت سوزش دست و پاهاش به خودش اومد، بیشتر تو خودش جمع شد که گرمتر بشه.

- قشنگه نه مامان؟

- آره پسرکم قشنگه، امیدوارم که لبای خودتم مثل آدم برفیت همیشه خندون باشه.

و بعد سرفه های شدید مادر و حس گرمای لذت بخش وجودش، که بدن لرزونه پسر کوچولوشو در آغوش می گرفت..

- پسرم میای پیشم؟

بچه ای به دنبال وسیله ی تزئینی برای آدم برفیش بود که پاش به کیسه ی جوان خیابان گرد گیر کرد و صدای جیغش بقیه رو هم به اونجا کشوند.

پسر جوانی که هر روز بین زباله ها میگشت تا روزیه حلالی برای خودش پیدا کنه، با صورتی به سفیدیه برف و شال گردنی وصله دار و لبخندی بر لب، در گوشه ای از پارک بزرگ شهر خوابیده بود..

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 15:41 توسط النا |

دوستاي خوبم سلام،

امروز فهميدم كه شادي نور داره، وقتي خوشحال ميشيم روشناييشو بقيه ميبينن.

وقتي خودمون هم شادي ديگران و مي بينيم شاد مي شيم، اما چقدر زيباست كه اين نور و به وجود بياريم . . .

اون خير مدرسه ساز وقتي شوق بچه هارو واسه رفتن به مدرسه اي كه ساخته مي بينه، وقتي تو چشمهاي پاك بچه ها برق شادي و اميد و مي بينه خوشحاليش بيشتر ميشه، هم احساس رضايت مي كنه هم ميفهمه مفيد واقع شده.

اوني كه همچين كاري ميكنه آدم بزرگي هست، شايد فكر كنيم كاش توان مالي ما هم انقدر بود. . . اما شاد كردن ديگران ساده تر از اين حرفاس ماهم ميتونيم با كمك به يتيمي كه براي رفتن به مدرسه كيف نداره برق رضايت و تو چشماش ببينيم، اين كمكها اگر چه كوچيك به نظر مياد اما نور شاديه كسي كه خوشحالش كرديم همون قدر روشنايي بخشه كه زندگي اون خير مدرسه ساز و روشن كرده. . .

زندگي الان خيلي از ماها آرزوي ديگرانه، پس به جاي اينكه حسرت گم شدن كفشمون و بخوريم به فكر اوني باشيم كه در حسرت پا ست. . .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 22:55 توسط ریحانه |